بایگانی دسته‌ها: Uncategorized

عکس‌های یه مامان مهربون، نذری :‌ ۲۰ تیر

من دیگه شکی ندارم هر ایرانی، تو هر سن و سالی می‌تونه … مامان مهربون، دمت گرم هر جایی که هستی. این قشنگ‌ترین عکسی بود که دیدم این مدت. خیلی کیف کردم. فینگیلی، چه مامان باحالی داری. 

دیشب، نذر مشکل‌گشایی را که برای فرزند شیرخوارم داشتم را در توری سبزی پیچیدم و در آن برگ‌های کوچک «یا حسین میرحسین» و «رئیس جمهور منتخب میرحسین موسوی» را گذاشتم

و در سطح شهر شیراز پخش کردم. نکته‌ای که برایم خیلی جالب بود، روحیه مردمی که ابتدا با تعجب به آن نگاه می‌کردند و بعد از نشان دادن علامت V، با لبخندی همراه با هیجان از آن استقبال می‌کردند. 

۱۶ آذر

– منابع مرتبط با ۱۶ آذر

عشقم رهبرم، جواب ما، آسانسور :‌ ۱۹ تیر


«عشق من رهبرم هست»، اینم جواب ما (در جواب بادمجون دور قاب‌چین‌ها، دولت مردم فریب، دروغ، ریا): 

«سبزها ایستاده‌اند V»، توی آسانسور (در حال بالارفتن، به نشانه‌ی پیروزی). خیلی خوش‌‌خط، دیگه ازین بهتر نمی‌شه. این نوع دیوارنویسی، خیلی مثبت ِ از همه نظر. ولی هر فضایی، یه مدل رو می‌طلبه. یه جوری بچسبونید، کنده شه به راحتی این جور جاها لطفاً. 

«حق گرفتنی است. V» با نقطه و یه خط زیر V، به نشانه‌ی تاکید که پیروز می‌شیم حتماً. «لا يغير ما بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم»، یعنی خودمون باید آستین‌ها رو بزنیم بالا.  

عکس‌ از کار بچه‌ها : ۱۷ تیر


اعلامیه‌ی فسقلی:«راهپیمایی ۱۸تیر، ۴ بعدازظهر». امسال طبق فرمایش آیت‌الله خامنه‌ایی سال صرفه‌جویی اعلام شده. ما هم که با ایشون مشکلی نداریم. مشکل دولت مردم فریب  و رای‌های گم شده‌مون هست. اشکالش اینه که بد خط می‌شه یه کم.  

«راهپیمایی ۱۸ تیر، ۴ بعدازظهر» جای سبیل‌های آقای تلفن. هم راحت کنده می‌شه، کثافت‌کاری هم نمی‌شه. و هم کوچولوها، خنده‌شون می‌گیره خصوصاً این روزا که …  

چهار ساعتی شد تقریباً. سهم من می‌شه استانداری … کجا خوبه؟ فکر کردید آدم گاهی طلب‌کار می‌شه. یادش می‌ره دنبال چی بود؟ صداقت محو می‌شه، وقتی آدم پاهاش تاول می‌زنه، تشنه می‌شه و ضعف می‌کنه. همیشه تو جیب‌تون شکلات بذارین، یقه این و اون رو نگیرید بی‌خود.

راهپیمایی صلح‌آمیز ۱۸ تیر – ساعت ۴

تعطیل کنید کار و بار رو. اطلاع رسانی کنید لطفاً.
اعلامیه‌هایی آماده‌ی تکثیر: 

توصیه‌ها:

اگر در جاهای دیگر شهر، تجمعاتی شکل گرفته و نیروهای امنیتی در آنجا تجمع کرده‌اند، وقت خوبی است برای دیوارنویسی.

عکس از کار بچه‌ها : ۱۶ تیر


اینو که دیدم، پکیدم از خنده… اون «ٰv» ماژیکی کوچولوهه رو می‌بینید اون گوشه، من نوشته بودم. حالا ذارت یارو «ٰV» گنده بک‌ش رو گذاشته بود پیشونی تلفن. لحظاتی یه مورچه بودم بقل یه فیل…  

«ما بی‌شماریمV»، روی پل عابر. اینو جایی نوشته بود که دو طرف تبلیغ بود و امن. دمش گرم. 

«امیدV»، ایستگاه اتوبوس. جای فوق‌العاده‌ایی ِ. کلی مسافر … جلوش وایمیستی. دولا می‌شی، انگار کفشت … کل هیکل‌ات جلوش رو گرفته، از کیف‌ات درش می‌آری، می‌نویسی و می‌زنی به چاک.

علامت V. خیلی راحته. بازم خم می‌شی و … و می‌زنی به چاک.

«صداقتV». آقا این «ما هستیم» ها، دقت کردید چه پر کار اند؟ تئوری‌شون چیه؟

«سبزها زنده‌اندV»، روی پل. کار بچه‌ها. راستی، خیلی خوبه که هر شعاری نوشتیم، آخرش یه V‌ بذاریم. این طوری شرطی می‌شند که V یعنی «سبز‌ها زنده‌اند»، V یعنی «صداقت»، «امید»، «استقامت» و …

«صداقتV»

«صداقتV». نگاه کنین اون نوشته‌های شب‌رنگ، عین چراغ اند. نور فلاش به همه‌ی سطح یکنواخت خورده، ولی اون نوشته‌ها روشن‌ترند، یعنی نورهایی که بهش خوردن، بیشتر برگشتن به سمت لنز. شبرنگ یعنی این. همون جهتی که نور بهش می‌خوره، همون جهت بر می‌گرده. 
 «صداقتV». امروز دلم صداقت می‌خواست. آدم صادق، لزوماً کارهاش خوب نیست. می‌خوایین دیگران رو تشویق کنین به صداقت؟ لطفاً بپذیرید‌شون همین جوری که هستند. یکی حرف زد، سریع نگین: حالت خوب نیست؟ نگرانی؟ نا امید نباش و … اینا یعنی دفعه‌ی بعد به من دروغ بگو. 

من و آقای مترو. ببینیم کدوم‌مون از رو می‌ره بالاخره ؛)

عكس‌هايی از خوزستان

عين متن يكي از بچه‌ها:
من در یکی از شهرهای کوچک خوزستان زندگی می‌کنم که متاسفانه امکان تظاهرات نیست اونجا. تصمیم گرفتم حداقل کاری که می‌تونم رو انجام بدم. می‌دونم خیلی خوب نیستن ولی من تنهام و کسی کمکم نمی‌کنه[دوست من، ما همه‌مون تنهاییم ولی بی‌شماریم!!!]. فعلا دارم می‌آم تهران واسه ۱۸ تیر، وقتی برگشتم حتماً ادامه می‌دم [اینجا بود که این مرد منو به فکر واداشت].

این رو رو دیوار پتروشیمی نوشتم که ایستگاه اتوبوس هم اونجا ست.
این یکی هم روبروی دانشگاه و نزدیک سپاه نوشتم.
برای نوشتن این خیلی به خودم جرات دادم، دیوار پشت دادگستریه!خیلی ترسیده بودم.
این هم یه کادر اماده روبروی یه پاساژ بزرگ و پر رفت و آمد.
این یکی رو خیلی بهش افتخار می‌کنم،توی یه فلکه شلوغ و مرکز شهر نصب شده، تو سه نوبت این شکلیش کردم. زیرش چراغ داره و شبها کاملا معلومه [کاش می‌گفتی چطوری؟] 
یه ایستگاه اتوبوس دیگه.
این رو دیوار سپاه نوشته بودم: «مرگ بر دیکتاتور» که فرداش به این روز افتاد.

برای رو کم کنی، نزدیک همون عکس قبلی نوشتم. تا حالا که پاک نشده.

عکس از روبان‌های‌ سبز :‌ ۱۶ تیر

عکس‌های شماست، ممنون. اگه عکس می‌فرستین، لطفاً یه کم هم توضیح بدین، مشکلاتش، مزایاش، طرز کارش که دست‌یافتنی‌تر بشه برای بچه‌ها، خصوصاً اگه ایده‌اش جدیده.


شاید نوشتن یه V سفید رنگ، انتهای روبان (که بیافته رو دسته‌هاش) یه کم بیشتر … آخه بعضی‌ها هنوز نمی‌دونند. باید اول شرطی‌شون کرد. بعداً حذف‌ش کنیم، اگه به جنبه‌ی زیبایش داره لطمه می‌زنه… خونه می‌تونید بنویسید (با مثلاً‌ لاک غلط گیر). نظرم بود فقط.


یه کار فوق‌العاده. چند روز پیش یکی تو نظرات گذاشته بود فكر كنم.

میدون فردوسی. دیگه فقط خود رستم بتونه همچین روبانی گره بزنه :). می‌گن «الا ان نصرا… قریب»: پیروزی نزدیک است. هست؟

عکس از کار بچه‌ها: ۱۵ تیر

دو تا عکس اول رو بچه‌ها فرستادند. ممنون

علامت V روی تابلو راهنمایی رانندگی. عکس ارسالی، البته اسم خیابون‌ش رو سیاه کردم.

اینم همون طور.

اعلامیه‌ی جمع و جور: روی پیشخون کیوسک تلفن. برای خوندن: با چسب نواری. برای بردن: چند تا همون رو. چون تابلو نیست، احتمالاً دیر کنده بشه.

«گرت از دست بر آید دهنی شیرین کن/مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی» سعدی، گلستان، باب دوّم. به شیشه‌ی یه ایستگاه اتوبوس زده بودند. کیف داد دیدنش. چه مردمان با فرهنگی.

اعلامیه در ایستگاه اتوبوس. یه جوری بزنید که تابلو نباشه، که زود نکنند. قانع باشید.

«رای من کو؟». کنار پله‌ها. به خاطر شیب‌ش، از دور هم خونده می‌شه. و از طرفی تابلو نیست که پاک‌ش کنند.

«۱۸ تیرV»، روی دیوار، نه چندان مسکونی.

«۱۸ تیر»، یه جای پر رفت و آمد. به نظر مسکونی نیست 🙂

اینم از جاهای بی‌دردسره. فقط کسی که پیاده رد می‌شه، می‌بینه. پاکش نمی‌کنند.

«امیدV+تیر۱۸». این از اون جاهاست که موقع نوشتن معلوم نمی‌شید. یه کنجه. از طرفی همه‌ی عابران و ماشین‌ها می‌بینندش. می‌رید اونجا وایمیستید، از کیف‌تون درش می‌ارید. می‌نویسید. و موقع رفتن هم کسی متوجه نمی‌شه که قبلاً اونجا چیزی نبوده. شبِ آخه.

پشت کیوسک تلفن.

اعلامیه‌ی جمع و جور: ۱۳ تیر

یه نمونه‌: تبدیل بیانیه صانعی به یک اطلاعیه‌ی مختصر و مفید


یه مربع ده سانتیِ کوچولو و مرتب. با چسب نواری، در تابلوی اعلانات یه مجتمع مسکونی


متن اطلاعیه:
————————–
پس از تاييد شورای نگهبان:

آيت ا… صانعی :
– در روزهای گذشته، شاهد حمله به دانشگاه، خوابگاه، ضرب و جرح، قتل و به زندان افكندن فرزندان ايران بوديم.
– اعترافات، غيرشرعی و غيرعقلی است.
– اينگونه ظلم‌ها نبايد موجب ياس و نااميدی شود.
– الا ان نصر ا… قريب: پيروزی نزديك است.
– اميد كه با آگاهی‌بخشی، راه دفاع از حقوق مردم ادامه يابد.
– استقامت شرط موفقيت است.

موسوی و كروبی:
– دولت مشروعيت ندارد.

اعتكاف = اعتصاب (۱۵-۱۷ تير)
راهپيمايی ۱۸ تير
——————

با سوزن ته‌گرد، در تابلوی اعلانات (مثلاً ادارات، دانشگاه، …)

به شیشه ایستگاه اتوبوس (یا نانوایی، …)

به در ِ یه واحد اداری